غزل یا غزل؟؟؟؟؟ مسئله اصلا این نیست....

چون هوا هم گرفته و تنگ است...نم باران چنین به آهنگ است،

واژه ها خود به وزن می آیند...تا غم دل به شعر بگشایند

شعر، شعر است مرهم دردم...وآخرین توشه و ره آوردم

قصه ی چند و چون هرچه گذشت ...لحظه هایی که رفت و باز نگشت

ازسراپرده های عشق و امید...آنچه دل گفت و پاسخی نشنید

روز و شبها که میگذشت چو باد...

                                در دل شعر میکند فریاد...

 

 


+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۸۵ساعت 21:21  توسط مهدی معارف  |