چون هوا هم گرفته و تنگ است...نم باران چنین به آهنگ است،
واژه ها خود به وزن می آیند...تا غم دل به شعر بگشایند
شعر، شعر است مرهم دردم...وآخرین توشه و ره آوردم
قصه ی چند و چون هرچه گذشت ...لحظه هایی که رفت و باز نگشت
ازسراپرده های عشق و امید...آنچه دل گفت و پاسخی نشنید
روز و شبها که میگذشت چو باد...
در دل شعر میکند فریاد...





