تبليغاتX
برکه ی مهتاب
غزل یا غزل؟؟؟؟؟ مسئله اصلا این نیست....

..

ای زیر و رو کننده ی قلب ها و چشم ها

ای تدبیر کننده ی شب و روز

ای دگرگون کننده ی سالها و حالها

حال ما را به بهترین شکل...دگرگون کن...

-------------------------

سلام دوستان خوبم

سال ۸۵ هم گذشت..با یک دنیا نشیب و فراز و سختی و راحتی

یکی از اتفاقات بسیار خجسته که برای من در این سال افتاد ورود من به این دنیای مجازی و آشنایی با دوستان بسیار بسیار عزیز و شاعران بسیار توانمند و محترم بود...

این اتفاق وقتی خجسته تر شد که خیلی از این عزیزان رو در دنیای واقعی هم زیارت کردم و از این بابت بسیار خوشحالم.

دیشب با یکی از همین عزیزان صحبت میکردم

از اتفاقاتی که قراره براش تو سال ۸۶ بیفته صحبت میکرد..ازدواج..سربازی...چاپ کتاب و و و ....

فقط میتونم بگم برای همه بهترین هارو آرزو میکنم

امیدوارم سال ۸۶ برای همه سال پرباری باشه

آمین...

دیگه عرض خاصی نیست..جز غزل و تنها غزل:

 

 

 

ذهن من و فکر تو؟؟؟ نخیر٬ محال است

بند تو و دام عشق؟؟؟ خواب و خیال است

آه... چقدر آسمان٬ ابری ِ تو / نیست

مثل دل - سنگ ِ - تو٬ لطیف و زلال است

من که تو را از شکاف در٬ نه ندیدم

- گرچه نگاه نخست٬ پاک و حلال است-

فکر نکن پاره پاره های غزلهام

هر ورقش ردّ صد هزار سوال است

قافیه ها را... نباختم به تو اصلا

قافیه ها را... ببین: کمال و تمام است

 

آنکه سرانجام ِ تلخکامی ِ فنجان

در به در چند و چون قهوه و فال است٬

آنکه زد و توبه را شکاند و هرگز

میوه ی ممنوعه را ندید که کال است٬

آنکه تو رفتی و آه... یک٬ دو٬ سه روزی است٬

معنی گلواژه های «رنج و ملال» است٬

این همه «آنکه» ٬ مَ من...نه...من... نَ نبودم!!

شک نَ نکن...وضع من... طِ طبق روال است...

 

دوستتان داشتم؟؟؟ م م م بعید است

عاشقتان بوده ام؟؟؟؟

نخیر...

محال است....

 

شاد و در پناه حق بمانید.

 


+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 14:10  توسط مهدی معارف  |